تبليغاتX
پدر طنز نوین ایران استاد مهران مدیری

پدر طنز نوین ایران استاد مهران مدیری

این وبلاگ با تمام وجود تقدیم به استاد مهران مدیری

قشنگ ترین روز سال جاودان باد (پدر طنز نوین ایران تولدت مبارک)

 

        www.atipic.blogfa.com      آمدنت بوی شکوفه های بهاری را به مشام جان می رساند  www.atipic.blogfa.com

 

لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز…

روز میلاد…

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

تولدت مبارک

 

امروز روزیست تکرار نشدنی....

امروز خداوند هنر والای خویش را بر ما نمایان کرد و گلی آریایی آفرید به لطافت احساس با دستان و افکاری هنرمندانه...این گل هر سال بهار را به خانه هایمان می آورد...

گل زیباو بی همتا امروز از خداوند خواسته ها و آرزوهایت را برایت خواستارم... همیشه سربلند و سرزنده و سلامت باشی

میلادت مبارک.

                                                                          آرزومند آرزوهایت

                                                                                                 کیمیا عسگری

 

سلام دوستان من دیروز تولدی کوچک برای مهران مدیری در مدرسه گرفتم و شیرینی دادم و... در آخر اکثر معلم ها فهمیدند شیرینی برای چیه و میخندیدند و میگفتند خوش به حال مهران مدیری

روی۲تا از شیرینیها به جای شمع کبریت گذاشتم و فوت کردم تو پوستر زیر عکسش هست

و بعد هم دوستان صمیمی ام هر کدوم تو یک نوشته ی کوتاه تولد استاد رو بهشون تبریک گفتند.....

 این هم تقدیم به وجود زیبای مهران مدیری

 

هرسال وقتی…..(۱۸ فروردین)……هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن
از خودم می پرسیدم
چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟….
و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که زمینو
با گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به سرنوشت شروع کنه ….

تولدت

 

 

 

هزاران بار

 

 

 

 مبارک

 

 

 


دوست خوبم کودک نفهم ۱۰ پوستر  از مهران مدیری طراحی کرده و آتنا جون هم اونا رو تو وبش گذاشته  حتما ببینید

                    کلیک کنید


 تولدت مبارک به ۱۶۱ زبان دنیا در ادامه ی مطلب (تقدیم به مهران مدیری عزیز)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 15:7  توسط کیمیا  | 

خرید اینترنتی مرد 2000 چهره+گزارشي از پشت صحنه‌ي سريال «مرد دو هزار چهره» مهران مديري

سریال مرد دو هزار چهره 5DVD
قیمت: 8,200
تومان

         سفارش

      خرید پستی


كي نوشتن با دل راحت فرامي‌رسد؟...
گزارشي از پشت صحنه‌ي سريال «مرد دو هزار چهره» مهران مديري

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

استقبال مخاطب برنامه‌هاي نوروزي از سريال «مرد هزار چهره»، مهران مديري و همكارانش را بر آن داشت تا با ساخت سري دوم اين مجموعه با عنوان «مرد دو هزار چهره»، بار ديگر اين موفقيت را تكرار كنند. با اين تفاوت كه در سري جديد اين سريال، «مسعود شصت‌چي» تا حدودي بازگوش‌تر بود و خود خواسته وارد موقعيت‌هاي جديد شد؛ بيننده تلويزيوني در فروردين امسال او را «اشتباهي» به جاي خودش، يك مربي فوتبال، خلبان و جادو ديد.

حضور خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا در پشت صحنه سريال «مرد دو هزار چهره»، با ضبط صحنه‌هايي از موقعيت فوتبالي و ثبت پلان‌هاي داخلي اين اپيزود مصادف شد؛ صحنه‌هايي كه علاوه بر خود مهران مديري در نقش مسعود شصت‌چي، بازيگراني چون فلور نظري، بيوك ميرزايي، الهام شعباني و اميرحسين كلانتري نيز حضور داشتند.

مقابل در ورود به صحنه‌ كه شامل اتاق پذيرايي بزرگ و مجللي است و به مديرعامل باشگاه «سيكاد» تعلق دارد، مقوايي سفيد پيش از همه جلب توجه مي‌كند. بر روي اين مقوا با خطي قرمز و درشت نوشته شده‌است: «در صحنه از صرف چاي و كشيدن سيگار جدا خودداري كنيد»

كمي جلوتر، بر روي يكي از مبل‌هاي استيل صحنه، مهران مديري در حالي كه گرم‌كني ورزشي به تن دارد، پس از استراحتي كوتاه نشسته و ديالوگ‌هاي صحنه بعد را مرور مي‌كند. اتاق پر از المان‌ها و وسايلي است كه حكايت از تمول صاحب خانه دارد، صاحب‌خانه‌اي كه در سريال «مرد دو هزار چهره» نقش او را بيوك ميرزايي بازي مي‌كرد.

در فاصله زماني نسبتا كوتاهي، ساير بازيگران نيز به مهران مديري مي‌پيوندند و هر كدام در حالي كه كاغذي به دست دارند، مقابل يكديگر ديالوگ‌هايشان را تمرين مي‌كنند.

سرانجام نوبت به ضبط مي‌رسد؛ اما پيش از هر كار مديري با آرامشي خاص، يك بار نحوه ثبت پلان‌ها را مرور مي‌كند. او از همان جايي كه نشسته با نگاه به مونيتوري كه كمي بزرگتر از مونتيورهاي معمول است و بر خلاف شيوه رايج رو به بازيگران قرار دارد، به تصويربردارانش مي‌گويد كه صحنه‌ها را چگونه مي‌خواهد.

همه چيز براي ضبط صحنه آماده است و مهران مديري كه در زندگي شخصي و كاري‌اش ، شخصيتي بسيار متفاوت از آن چه در سريال‌ها از او شاهد هستيم، دارد، با گذاشتن عينك معروف خود به صورت، تبديل به همان «مسعود شصت‌چي» مي‌شود كه تماشاگر از او سراغ دارد.

فرمان ضبط از سوي دستيار كارگردان صادر مي‌شود و در چهره‌ي آرام و جدي مديري به ناگاه شيطنت‌هاي شصت‌چي سابقه‌دار ظاهر مي‌شود.

در اين پلان صحبت از مسابقه فوتبال است و اين كه پسر خانواده (با بازي اميرحسين كلانتري) بايد شادي پست مدرني را بعد از زدن گل از خود نشان دهد و با بالا كشيدن پيراهنش مقابل تماشاگران، جمله مورد دلخواه مادرش يعني «رفيق بي کلک، مادر» را به همگان نشان دهد.

فلور نظري هم با خطاب قرار دادن مهران مديري از او مي‌خواهد كه پس از زدن گل، حركتي جلف از خود نشان ندهند. و اما دختر خانواده(با بازي شعباني) كه با ظاهري كاملا فوتبالي روي مبل نشسته، به مديري مي‌گويد كه تيم را با چه نفراتي توي زمين بفرستد و از او مي‌خواهد كه «اين پسرهاي سوسول‌ (اشاره به برادرش) را بيرون بگذارد تا مبادا النگوهايشان بشكند!»

اداي ديالوگ‌ها توسط بازيگران گاه با توضيحاتي از سوي مهران مديري همراه مي‌شود و آن‌ها با رفع مشكل، بار ديگر ديالوگ را تكرار مي‌كنند. در اين بين افتادن شمعي از روي شمعدان بالاي كنسول هم براي لحظاتي كار را به تاخير مي‌اندازد.

سرانجام ضبط پلان‌هاي اين سكانس از زواياي مختلف به پايان مي‌رسد و مهران مديري به همراه ساير بازيگران از طريق مونيتور، آن چه ثبت شده را آرام به تماشا مي‌نشينند. اين آرامش حاكم بر صحنه در تمام لحظات كار وجود دارد و حتي زماني كه تصويربرداري انجام نمي‌شود هم تمامي عوامل باصداهايي بسيار آرام و شبيه پچ‌پچ با هم صحبت مي‌كنند.

بر اساس اين گزارش ايسنا، سريال نوروزي «مرد دو هزار چهره» بمانند اغلب مجموعه‌هاي مناسبتي تلويزيوني با فشردگي حجم كارها روبرو است و اين مساله همگي عوامل از جمله خود كارگردان، نويسندگان و بازيگران را به مشكل مي‌اندازد.

در اتاق طبقه بالاي ساختماني كه به عنوان لوكيشين اصلي (محل فيلمبرداري) سريال «مرد دو هزار چهره» شناخته مي‌شود، امير مهدي ژوله مشغول نوشتن است و صحبت‌هاي كوتاه او نيز با هشدارهاي توام با شوخي مهران مديري براي رسيدن به موقع متن‌ها همراه مي‌شود.

ژوله كه از اواخر تصويربرداري به صحنه وارد مي‌شود، با شنيدن ديالوگ‌هايي كه ابتدا در ذهن او و ديگر همكارانش (خشايار الوند و محراب قاسم‌خاني)شكل گرفته و حال توسط بازيگران ادا مي‌شود، بيش از همه مي‌خندد.

ژوله درباره فشردگي كارها و تاثير منفي آن بر عوامل مي‌گويد: من از اولين كارم كه «شب‌هاي برره» بود تا به امروز همين گونه كار كرده‌ام و تا به حال فيلمنامه‌اي را با دل راحت و سر فرصت ننوشته‌ام تا بگويم چه روشي بهتر است. شايد بتوان گفت اين شيوه كار به نوعي تخصص ما شده‌است؛ ما بهترين نويسندگان طنز نيستيم ولي اين مدل كار كردن را بلديم و مي‌دانيم چگونه در زمان كم مي‌توان متن قابل قبولي را ارائه داد.

***

علاوه بر بازيگراني كه مقابل دوربين رفتند، بازيگراني چون سيامك انصاري، يوسف صيادي، برزو ارجمند، صدرالدين حجازي و علي لك‌پوريان نيز در پشت صحنه سريال «مرد دو هزار چهره» حضور دارند.

يوسف صيادي كه پس از سال‌ها بار ديگر با مهران مديري همكاري مي‌كند، درباره اين همكاري مي‌گويد: به محض اين‌كه به من پيشنهاد داده شد پذيرفتم. خيلي راغب بودم و دوست داشتم بعد از مدت‌ها با آقاي مديري كار كنم. با اين‌كه سر دو تا كار سينمايي بودم، به‌گونه‌اي هماهنگي كردم كه بتوانم بيايم و با كمال ميل پذيرفتم و آمدم.

سيامك انصاري هم كه به بازيگر ثابت سريال‌هاي مديري تبديل شده، به اين نكته اشاره مي‌كند كه زياد دوست ندارد در كارهاي جدي بازي كند.

او كه نقش «كيانوش» در سريال «شب‌هاي برره» را خيلي دوست دارد، در پاسخ به اين پرسش كه آيا در سريال‌هاي مهران مديري نقشي هم بوده كه دوست نداشته اما بازي كرده‌است؟ مي‌گويد: اگر شخصيتي كه به من پيشنهاد شده را دوست نداشته‌ام، مشخص بوده كه آن را دوست نداشته‌ام اما بازي كرده‌ام.

برزو ارجمند كه در بخش فوتبال سريال «مرد دو هزار چهره» بازي داشت، همزمان در سريال مناسبتي شبكه اول با نام «اشك‌ها و لبخندها» نيز حضور دارد. با اين حال او ترجيح مي‌دهد كه صحبت درباره سريال حسن فتحي را به بعد موكول كند.

برزو ارجمند كه همزمان در سريال تاريخي «نردبام آسمان» حسين لطيفي هم بازي دارد، درباره تفاوت اين نقش‌ها و مشكلاتي كه بازي همزمان در چند سريال براي بازيگر به همراه دارد، مي‌گويد:‌ بازي در هر كدام از اين نقش‌ها خيلي تفاوت دارد و اين تفاوت، تنها به كارهاي روز با كارهاي تاريخي محدود نمي‌شود؛ بلكه حتي بازي در سريال «مرد دوهزارچهره» با بازي در سريال «اشك‌ها و لبخندها» تفاوت دارد؛ اين تفاوت‌ها در نوع نگارش، متن، نگاه كارگردان به بازيگر و متن بستگي دارد. و اگر غير از اين باشد بازيگر به ورطه تكرار مي‌افتد و اين اتفاق نبايد براي يك بازيگر بيفتد.

صدرالدين حجازي براي اولين بار است كه بازي در سريالي به كارگرداني مهران مديري را تجربه مي‌كند.

او درباره اين تجربه مي‌گويد: طي مدتي كه مشغول كار در سريال «مرد دو هزار چهره» هستيم، به لحاظ روحي و مالي، آرامش و امنيت درستي داريم و اين مساله از مديريت آقاي مديري نشات مي‌گيرد.‌ او كارش را خوب بلد است و مخاطب عام و خاص تلويزيون را مي‌شناسند.

به اعتقاد حجازي مهران مديري تماشاگر را در شرايطي قرار مي‌دهد كه او را مجبور به فكركردن كند؛ او همه چيز را آماده در اختيار تماشاگر نمي‌گذارد و همين ويژگي يكي از انگيزه‌هاي اساسي حجازي براي پذيرفتن بازي در «مرد دو هزار چهره» بوده‌است.

***

مهرداد شكرآبي، طراح گريم سريال «مرد دو هزار چهره» كه او هم به يكي از عوامل ثابت سريال‌هاي مديري مبدل شده و در سريال‌هاي «مرد هزار چهره»، «باغ مظفر» و «شبهاي برره» حضور داشته، از فشردگي كارها در مجموعه‌هاي مناسبتي گلايه دارد و معتقد است اين شتابزدگي بر كيفيت كارها اثر منفي مي‌گذارد.

وي مي‌گويد: طبيعتا هر کاري شرايط خاص خودش را دارد؛ اما شرايط کار در سريال «مرد دوهزار چهره» يک مقدار با کارهاي قبلي من تفاوت بود. در واقع سرعت زيادي در اين کار حکمفرما بود و طبيعتا کارهايي که شخصيت و بازيگر زيادي دارند، انرژي زيادي را هم مي طلبند؛ زيرا علاوه بر حضور ثابت چند بازيگر محوري، مابقي هنرمندان به مرور انتخاب و معرفي مي‌شوند و اين باعث مي‌شود طراحي گريم در همان لحظه‌اي که قرار است بازيگر جلوي دوربين برود، انجام شود.

وي ادامه مي‌دهد: سخت‌ترين بخش کار براي گروه اين بود که تست‌هاي گريم را بدون داشتن فرصت کافي انجام دهيم؛ اما در کنار تمام سختي‌ها، لحظات بسيار شاد و متنوعي هم داريم که خستگي تلاش شبانه روزي ما را از تن به در مي‌کند.

فروزان جليلي فر، طراح صحنه و لباس سريال «مرد دو هزار چهره» كه سال گذشته نيز در «مرد هزار چهره» با مديري همكاري داشت، بر اين نكته تاكيد دارد كه طراحي صحنه اين دو سريال كاملا با هم متفاوت است، چرا كه مسعود شصتچي اين بار در موقعيتي جديد قرار مي‌گيرد.

او نيز به پر بازيگر بودن سريال مديري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: هر چه تعداد بازيگران سريال بيشتر باشد، طبيعتا کار من و گروهم نيز سخت‌تر خواهد بود.

فروزان‌فر نيز با تاكيد بر لزوم كامل بودن متن پيش از كليد خوردن كار، اين نكته را خاطرنشان مي‌كند كه براي طراحي لباس ابتدا بايد متن را خواند تا با شخصيت‌ها آشنا شويم، سپس چهره، فيزيک و خصوصا روحيه بازيگران مد نظر خواهد بود.

با اين حال وي مي‌گويد: همفکري و تعامل خوبي ميان طراح لباس، نويسندگان، بازيگران و کارگردان وجود دارد.

***

به گزارش ايسنا، ساخت سريال «مرد دو هزار چهره» به تازگي به پايان ‌رسيده‌است و همانند گذشته گروهاي سازنده مجموعه‌هاي مناسبتي تا آخرين لحظات درگير آماده‌سازي كارها براي پخش بودند؛ ياد حرف‌هاي امير مهدي ژوله مي‌افتم:«اگر از يك سال قبل هم كاري به ما سفارش داده شود، بازهم آن را در 20 روز پاياني مي‌سازيم و مابقي يازده ماه و 10 روز را هدر مي‌دهيم»

عاقبت مسعود شصت‌چي در «مرد دو هزار چهره» سال 88 به برره تبعيد شد و پرونده اين سريال شامگاه 14 فروردين ماه بسته شد.

گزارش از: خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا ـ پيوند مرزوقي


قوكاسيان:‌ «مديري» بايد از توجه مردم استفاده بهتري مي‌كرد
 

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون گفت: به نظر من «مهران مديري» مي‌توانست از توجه مردم به «مرد دو هزار چهره» استفاده بهينه‌اي بكند و كاري فراتر از حد متوسط ارائه دهد.


«زاون قوكاسيان» منتقد در گفت‌وگو با خبرنگار راديو وتلويزيون فارس اظهار داشت: «مرد دو هزار چهره» بسيار عجولانه و شتابزده پيش رفت و به پايان رسيد و متأسفانه آن جذابيتي كه در مجموعه قبلي (از جمله در بازيگري و كارگرداني) وجود داشت، دراين سريال ديده نشد.
وي گفت: «مرد دوهزار چهره» البته متفاوت از ديگر سريال‌هاي مناسبتي تلويزيون در نوروز 88، - كه قصه آنها در فضاهاي نزديك به هم مي‌گذشت- بود و فراتر از داستان‌هاي درام و خانوادگي مرسوم، سعي مي‌كرد به مسائل حاشيه‌اي جامعه بپردازد و در بخشي، نگاهي انتقادي به مسائل و حواشي موجود در فوتبال كشور ارائه داد اما در كل به قوت كار قبلي «مهران مديري» نبود.
قوكاسيان ادامه داد: متأسفانه در اين سريال اصول فيلمسازي و كارهاي كمدي به هيچ وجه رعايت نشد چرا كه تمام موقعيت‌هاي آن قرار بود «كمدي موقعيت» باشد اما با اين قضيه، تا حد زيادي سرسري برخورد شد.
قوكاسيان با انتقاد ازاين سريال گفت: به نظر من «مهران مديري» مي‌توانست از توجه مردم به اين سريال استفاده بهينه‌اي كند و جهت تكميل كار خوب خود در «مرد هزار چهره» ‌‌بكوشد.
قوكاسيان افزود: متأسفانه «مهران مديري» دراين زمينه كوتاهي كرده و اين سريال، در نهايت در حد يك كار متوسط است.


گبرلو: مضمون و تكنيك تكراري به «مرد دوهزارچهره» لطمه زد

خبرگزاري فارس: «محمود گبرلو» گفت: «مرد دوهزار چهره» يك طنز اجتماعي بود كه سعي مي‌كرد برخي از مسائل روز اجتماع را نقد كند و متأسفانه در مسير كاري‌اش، نسبت به سريال قبلي «مهران مديري» تكراري بود.


«محمود گبرلو» در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: با توجه به شبيه بودن بازي‌ها و مضمون‌هاي اين كار به سريال «مرد هزارچهره»، ديدن سريال «مرد دو هزار چهره» بسيار خسته‌كننده و كسل كننده بود و چيز نويي در حركات مهران مديري در اين سريال امسال نديديم.
وي افزود: هرچند «مهران مديري» نسبت به سريال‌هاي قبلي‌اش مثل برره و ... تفاوت بسياري كرده و سعي كرده خيلي جدي و عميق‌تر به مسائل اجتماعي بپردازد و به عنوان يك ستاره كمدي در تلويزيون، با كارهاي اجتماعي‌ خود مطرح باشد ولي «مرد دو هزار چهره» نسبت به سال گذشته و كار قبلي «مديري»، ضعيف‌تر و براي مردم كسل‌كننده‌تر بود و از مخاطب كمتري برخوردار بود.
اين منتقد گفت: مردم در شب‌هاي نوروز، برنامه‌هاي ديگر را بيشتر مي‌پسنديدند و ديگر به سريال «مرد دو هزارچهره» توجه نمي‌كردند درصورتي كه انتظار مي‌رفت دربين برنامه‌هاي كمدي نوروز88، از برنامه مديري استقبال بيشتري شود.
«گبرلو» علت عدم استقبال ايده‌آل از اين سريال نوروزي را تكراري بودن مضموني كار عنوان كرد و گفت: تكراري بودن مضمون، تكنيك و سبك كاري علت عدم استقبال از اين سريال بود و همچنين اين كه تمام محور كار روي شخص مديري بود و وي سعي مي‌كرد منحصر بفرد باشد كه اين به كار لطمه زد.
وي گفت: اگر «مهران مديري» را از اين كار بر مي‌داشتيم بازي بازيگران ديگر ديده نمي‌شد چرا كه در اين سريال و سريال قبلي «مهران مديري» جز آقاي شصت‌چي شخصيت عميق و جدي ديگري نمي‌بينيم!
گبرلو در پايان گفت: «مهران مديري» به‌درستي گام برمي‌دارد اما كارش نسبت به گذشته تكراري شده است.


برزو ارجمند:
بازي در «مرد دوهزارچهره» با بازي در سريال «اشك‌ها و لبخندها» تفاوت دارد
بازيگران هم نسل من راحت تر مي‌توانند ناقص بودن فيلمنامه را تحمل كنند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

برزو ارجمند كه همزمان در سريال‌هاي «اشك‌ها و لبخندها»، «مرد دو هزار چهره» و «نردبام آسمان» بازي كرده‌است، درباره تفاوت بازي در سريال‌هاي تاريخي و روز، خاطرنشان كرد: اين دو عرصه خيلي با هم تفاوت دارند؛ اين تفاوت تنها به كارهاي روز و كارهاي تاريخي محدود نمي‌شود، بلكه حتي بازي در سريال «مرد دوهزارچهره» با بازي در سريال «اشك‌ها و لبخندها» تفاوت دارد؛ اين تفاوت‌ها در نوع نگارش، متن، نگاه كارگردان به بازيگر و غيره بستگي دارد و اگر غير از اين باشد بازيگر به ورطه تكرار مي‌افتد و اين اتفاق نبايد براي يك بازيگر رخ دهد.

***

اين بازيگر كه در اپيزود فوتبال سريال «مرد دو هزار چهره» بازي مي‌كرد در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، در پاسخ به اين پرسش كه بازي در سريال‌هاي مناسبتي به دليل فشردگي كارها و همچنين ناقص بودن فيلم‌نامه‌، چه مشكلاتي براي بازيگر در پي دارد؟ گفت: جواب اين سوال مشخص است؛ اين‌گونه مسايل به هرحال تأثير دارد؛ مگر مي‌توان بازي در سريالي را بدون اين‌كه متن كامل باشد آغاز كرد و بعد گفت كه تأثيرگذار نبوده‌است؛ منتها براي آدم‌هاي هم‌نسل من كه كارهايي از اين دست را بسيار انجام داد‌ه‌اند، تجربه‌اي به وجود آمده كه باعث مي‌شود كمي نسبت به قبل راحت‌تر بتوانند فشردگي كارها و ناقص بودن فيلمنامه را تحمل كنند.

وي در عين حال گفت: برغم كامل نبودن فيلمنامه، با توجه به اين‌كه كارگردان مي‌داند چه اتفاقي قرار است بيفتد، كمي شرايط بهتر مي‌شود.

برزو ارجمند سپس در اين زمينه به ايسنا گفت: اگر متني وجود داشته باشد، بازيگر بهتر مي‌تواند شخصيتي را كه قرار است بازي كند، تحليل كند. بارها خود من و بسياري ديگر از همكارانم گفته‌ايم كه بايد فكري به حال اين معضل كرد و بايد كمي زودتر به فكر ساخت سريال‌هاي مناسبتي افتاد. ما كه مي‌دانيم سال آينده هم بايد سريال نوروزي و ماه رمضان داشته باشيم، پس كمي زودتر به فكر شروع كارها و آماده‌كردن متن‌ها باشيم؛ اما تا به ‌حال كم‌تر اين اتفاق افتاده‌است.

***

وي در پاسخ به اين پرسش كه تا به حال در چه سريال‌هاي مناسبتي بازي كرده كه متن كاملي داشته‌اند؟ گفت: من يادم است در بين سريال‌هاي مناسبتي كه كار كرده‌ام تنها متن «صاحبدلان» كامل آماده بود؛ «پشت‌كنكوري‌ها» هم 20 قسمتش نوشته شده بود و تنها 10 قسمتش در زمان توليد نوشته شد. در «نشاني» رامبد جوان هم كه بازي كردم متنش كامل بود؛ اما در مابقي كارهايي كه ايفاي نقش كردم، هيچ‌كدام متن‌هايش كامل نبود.

***

بروز ارجمند در پايان هم چنين به اين پرسش كه استفاده از گروه‌هاي حرفه‌يي تا چه اندازه اين فشردگي‌ كارها و كمبود وقت را جبران مي‌كند؟ اظهار كرد: با تجربه بودن گروه خيلي جاها كمك مي‌كند. اين مسأله در مورد سينما هم صدق مي كند. من يادم است وقتي قرار بود «روز سوم» را كار كنيم يك صفحه هم فيلم‌نامه نداشتيم و فقط يك طرح داستاني در اختيارمان بود؛ ولي بعد شروع به كار كرديم كه البته نتيجه‌اش هم بد نبود. ولي قطعا اگر فرصت بيشتري در اختيار داشتيم مسلما كار بهتر مي‌شد.


گفت‌وگو با اميرمهدي ژوله:
امسال «مسعود شصت‌چي» بازيگوش‌تر بود
خيلي‌هامان هنوز شوخي و طـنز را برنمي‌تابانيم

سرويس: تلويزيون و راديو
1388/01/16
04-05-2009
10:48:13
8801-01972: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

اميرمهدي ژوله در پاسخ به اين پرسش كه در نگارش متن‌ها چه‌قدر آزادي عمل دارند و آيا در حال حاضر سازندگان سريال‌هاي طنز راحت تر از گذشته مي‌توانند به موضوعات بپردازند؟ گفت: الآن هم نوشتن سريال طنز كار سختي است.

يكي از نويسندگان سريال «مرددوهزارچهره» به خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا ادامه داد: تمامي متن‌هاي ما پيش از ساخت، خوانده و تائيد مي‌شوند؛ بخشي از اين مسأله به آن برمي‌گردد كه تلويزيون يك رسانه ملي است و با ميليون‌ها تن از اقشار مختلف سروكار دارد و حساسيت روي آن بيشتر است؛ بخشي هم به خاطر فرهنگ و اخلاقيات ما است و اين‌كه شوخي و طنز را هنوز خيلي‌هامان برنمي‌تابانيم به هرحال ما يكسري ويژگي‌هاي مذهبي، سياسي، اخلاقي و غيره داريم كه همه آن‌ها را بايد رعايت كنيم.

****

امير مهدي ژوله كه به عنوان يكي از نويسندگان سريال «مرد دو هزار چهره» با محراب قاسم خاني و خشايار الوند همكاري داشته‌است، عدم حضور پيمان قاسم‌خاني را باعث آن دانست كه بيشتر و بيشتر به آن‌ها فشار بيايد و كار برايشان سخت‌تر شود.

او در ادامه گفت: معتقدم اگر خداي نكرده كار كمبودي داشته‌ باشد، به دليل عدم حضور پيمان قاسم‌خاني است و اگر هم كار خوب شده باشد كه احتمالا اين‌گونه است، باز هم اگر پيمان قاسم‌خاني بود مطمئنا بهتر مي‌شد.

اين فيلمنامه‌نويس در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا در پاسخ به پرسشي درباره فشردگي كارها در سريال‌هاي مناسبتي و اين كه فكر نمي‌كند اگر مدت زمان بيشتري در اختيار داشتند مي‌توانستند كارهاي بهتري را ارائه دهند، گفت: من نمي‌توانم مقايسه كنم. چراكه از اول به همين شيوه كار كرده‌ام؛ اما فكر مي‌كنم اگر طرحي بسيار زود هم پيشنهاد و سفارش داده شود، اما ما باز هم مي‌گذاريم آن 20 روز آخر كار مي‌كنيم و تمام آن يازده ماه و ده روز را همه را وقت تلف مي‌كنيم و 20 روز را كار مي‌كنيم.

وي ادامه داد: من كارم را با «شب‌هاي برره» آغاز كردم و تا الآن هم از همين نوع كارها انجام داده‌ام؛ در حقيقت هيچ گاه كاري با دل راحت و سرفرصت انجام نداده‌ام كه بگويم اين‌گونه بهتر است. در حقيقت اين‌ نوع كاركردن به نوعي تخصص ما شده‌است. ما لزوما بهترين نويسنده‌هاي طنز و فيلم‌نامه نيستيم. ولي اين نوع كاركردن را بلديم و مي‌دانيم چگونه در زمان كم بتوانيم يك متن قابل قبولي تهيه كنيم.

ژوله معتقد است: نويسندگاني كه براي مثال براي نگارش دو قسمت زمان كافي در اختيار دارند، بايد به حدي دستمزد بگيرند كه برايشان صرف كند؛ اما معمولا اين‌گونه نيست.

اين فيلمنامه‌نويس در پاسخ به پرسشي درباره‌ي عدم حضور پيمان قاسم‌خاني در سمت سرپرست نويسندگان و ارزيابي وي از اين اتفاق، اظهار كرد: نبودن ايشان به دليل مشغله‌ي ديگري بود كه داشتند؛ از عادت‌هاي من اين بود كه از اولين كارم با پيمان قاسم‌خاني كار كردم و اصلا پيمان كاشف من بود. حقيقتا بي‌ پيماني براي من سخت است.

وي ادامه داد: بودن پيمان قاسم‌خاني براي كار خيلي خوب بود؛ چون ما چند نويسنده هستيم و حفظ اين نخ تسبيح و ارتباط، براي ما خيلي مهم و سخت است؛ ولي ما سه تا سعي كرديم تا آن‌جا كه مي‌توانيم كار از اين بابت لطمه نخورد.

امير مهدي ژوله در پاسخ به اين پرسش كه در كارهاي قبلي تعامل نويسندگان با پيمان قاسم‌خاني چگونه صورت مي‌گرفت؟ گفت: اين تعامل خيلي وجود دارد؛ ما از همان ابتدا با هم كار كرده‌ايم و ديگر شوخي‌هاي و طرز نوشتن هم را مي‌شناسيم و مي‌توانيم چوب امداد را به موقع به هم برسانيم.

اين نويسنده به اين پرسش كه آيا در اين سال‌ها كه با هم همكاري مشترك داشته‌اند، سعي نكرده‌اند شبيه هم باشند؟ پاسخ منفي داد و گفت: اصلا سعي نكرديم شبيه هم شويم؛ هركدام از ما ويژگي‌هايي داريم كه شبيه ديگري نيست.

او درباره‌ي شناخت اين ويژگي‌ها توسط بينندگان تلويزيوني هم گفت: الآن مخاطبان هم ديگر شوخي‌هاي ما را مي‌شناسند و اگر حتي اسم نويسنده را هم نديده باشند، بعد از چند سكانس مي‌توانند بفهمند چه كسي اين قسمت را نوشته است.

امير مهدي ژوله در پاسخ به پرسشي درباره شخصيت ثابت مسعود شصتچي در سري اول و دوم «مرد هزار چهره» و تغييراتي كه در سري دوم اعمال شد، اظهار كرد: در سري دوم ما سعي كرديم شيريني و سادگي مسعود شصت‌چي را حفظ كنيم؛ بزرگ‌ترين تغييري كه اين شخصيت كرد اين بود كه اگر سال گذشته ناخواسته وارد موقعيت‌هاي مختلف مي‌شد، امسال يكسري موقعيت‌ها را انتخاب ‌كرد و آگاهانه وارد يكسري موقعيت‌ها شد.امسال مسعود شصتچي بازيگوش‌تر بود و از روي بازيگوشي وارد يكسري موقعيت‌ها شد؛ اما سال گذشته او ناتوان‌تر بود.

وي در پاسخ به پرسشي درباره جذابيت بيشتر برخي موقعيت‌هايي كه مسعود شصتچي در آن قرار مي‌گرفت و هم چنين مقايسه آنها با موقعيت‌هاي سال گذشته، خاطرنشان كرد: موقعيت‌هاي امسال نسبت به سال گذشته جاي كار كمدي بيشتري داشتند؛ اين موقعيت‌ها روي كاغذ و به ذات خودشان به نظر مي‌رسيد جاي كار بيشتري داشته باشند و هيجان‌انگيزتر باشند؛ اما اين‌كه در عمل چه اتفاقي افتاد ديگران بايد نظر دهند.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 14:29  توسط کیمیا  | 

سيامك انصاري و علاقه به كيانوش «شب‌هاي برره»

سيامك انصاري و علاقه به كيانوش «شب‌هاي برره»
گفت وگو با اين بازيگر: خيلي دوست ندارم در كارهاي جدي بازي كنم


 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

سيامك انصاري كه به بازيگر ثابت كارهاي مهران مديري مبدل شده‌است، امسال در «مرد دو هزار چهره» نقش خودش را بازي كرد؛ او درباره روندي كه در اين سال‌ها طي كرده و اين كه چقدر تلاش كرد تا نقش‌هاي متفاوتي را بازي كند، گفت: من چندان تعيين‌كننده نبودم؛ ولي تا آن‌جا كه مي‌توانستم براي ايفاي نقش‌هاي متفاوت تلاشم را كردم.

اين بازيگر در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا در پاسخ به اين پرسش كه در كارهاي طنز مهران مديري آيا تا به ‌حال اتفاق افتاده نقشي به او پيشنهاد شود كه او دوست نداشته و آن را نپذيرفته باشد؟ گفت: اگر شخصيتي كه به من پيشنهاد شده را دوست نداشته‌ام، مشخص بوده كه آن را دوست نداشته‌ام اما بازي كرده‌ام.

وي در پاسخ به اين پرسش كه در بين نقش‌هايي كه بازي كرده‌، كدام نقش را بيشتر دوست داشته‌است؟ اظهار كرد: نقش كيانوش در «شب‌هاي برره» را خيلي دوست داشتم.

سيامك انصاري در پاسخ به اين پرسش كه فشردگي كارها و كامل‌نبودن متن‌ها چه دشواري‌هايي را براي بازيگر در پي دارد؟ گفت: وقتي سفارش اين كار طي اين مدت داده مي‌شود، طبيعتا هيچ‌كس نبايد انتظار كار فوق‌العاده‌اي از نويسنده، كارگردان و بازيگران داشته باشد. بضاعت همين است كه ديده شد؛ مگر اين‌كه برنامه‌ريزي درستي باشد و انتظارها هم از يك گروه به حق باشد. چگونه است كه به يك گروه هزينه هنگفت و چندسال وقت مي‌دهند و نتيجه كار هم همان تعداد بيننده مي‌شود كه از يك كار 90 شبي ديدن مي‌كنند. به نظر مي‌رسد يك جاي كار ايراد دارد.

وي ادامه داد: اگر به اين گروه هم فرصت بيشتر و بودجه مناسب‌تري بدهند، مطمئنا كار بهتري ارايه خواهند داد؛ بايد كمي توقع‌ها را تعديل كرد و انتظار نداشت كه طي يك‌ماه متني نوشته شود و كاري ساخته شود.

انصاري سپس در پاسخ به اين پرسش كه آيا پذيرفتن سفارش‌ها در مدت زمان كم و درآوردن كارهايي كه به لحاظ كيفي چندان هم بد نشده‌اند، تلويزيون را به اين شيوه سوق نداده‌است؟ گفت: من نمي‌توانم در مورد اين مسأله نظري بدهم؛ به هرحال اين روالي است كه ادامه داشته‌است و شروع اين كار هم تقريبا مي‌توان گفت از سريال «پاورچين» بود كه هر روز 45 دقيقه برنامه داشتيم؛ ما ديگر عادت كرديم و مي‌توانيم چنين كارهايي را انجام دهيم.

اين بازيگر در عين حال تصريح كرد: براي كارهاي 15 قسمتي كه قرار است در عيد ديده شوند، ديگر نمي‌توان مانند «نقطه‌چين»، «پاورچين» و «شب‌هاي برره» كار كرد. براي چنين كارهايي به پيش‌توليد نيازاست؛ نويسنده‌ها بايد فكر كنند و به هرحال اين‌قدرها هم سهل‌الوصول نيست.

انصاري در پاسخ به اين پرسش كه آيا قرار نيست در كارهاي جدي او را ببينيم؟ گفت: من خيلي دوست ندارم در كارهاي جدي بازي كنم. يكي – دو كار جدي هم كه بازي كردم، از دستم در رفت؛ مشابه نقشي كه در «دعوت» آقاي حاتمي‌كيا بازي كردم، خيلي مدل كار من نيست.

او در پاسخ به پرسشي ديگر درباره بازي در تله‌فيلم‌ها، خاطرنشان كرد: پيشنهاد بازي درچند تله‌فيلم را داشته‌ام اما نپذيرفتم. اما در يك تله فيلم با نام «هندوانه شب يلدا» به كارگرداني سعيد ‌آقاخاني بازي كردم كه راضي بودم؛ آقاي آقاخاني كارگردان بسيارخوبي هستند و اگر مجددا فيلم‌نامه‌اي اين مدلي به من پيشنهاد شود، بازهم حاضرم در آن بازي كنم.

سيامك انصاري در پاسخ به پرسشي درباره تفاوت سريال‌هاي مناسبتي با كارهاي روتين 90 قسمتي، اظهار كرد:اين كارها دو ـ سه فرق اساسي با هم دارند؛ در طول سريال‌هاي 90 قسمتي ما خودمان را روي آنتن مي‌بينيم و همه شروع مي‌كنند خودشان را رتوش كردن؛ اين اولين فرق اساسي است؛ دومين فرقش هم اين است كه وقتي شما 15 قسمت از سريال را ضبط مي‌كنيد و سپس روي آنتن مي‌فرستيد، نمي‌دانيد چه از آب درآمده است و فرصتي براي اصلاح وجود ندارد. ضمن اين‌كه به لحاظ پيش‌توليد و توليد اين كارها با هم فرق نمي‌كنند.

اين بازيگر سريال‌هاي طنز خاطرنشان كرد: در طنزهاي نود قسمتي ما 8 ماه از سال را درگير بوديم. اما اين كارهاي 15 قسمتي، فوقش يك ماه وقت بازيگر را مي‌گيرد و بعد هم تمام مي‌شود و اصولا فيدبك چنين كارهايي هم در 15 روز است و تمام مي‌شود و مي‌رود؛ اما مي‌بينم گاه تكيه كلامي كه در يك سريال طنز نود قسمتي گفته شده، يك عمر باقي مي‌ماند و مدام هم شما را تكرار مي‌كنند.

انصاري در پاسخ به اين پرسش كه چه‌قدر درباره شخصيتي كه بازي مي‌كند، نظر مي‌دهد؟ گفت:خيلي نظر نمي‌دهم؛ تنها زماني كه احساس مي‌كنم كلام يا عملي متعلق به من نيست و يا اشتباه نوشته شده‌است و نويسنده در مورد توانايي من تفكر غلطي داشته، به بحث مي‌پردازيم. ضمن اين كه هر شخصيتي كه تا به حال بازي كرده‌ام تا حدودي نزديك به شخصيت واقعي خود من بوده‌است.


اعتراض ليدرهاي پرسپوليس به سريال مرد دوهزار چهره

خبرگزاري فارس: ليدر‌هاي باشگاه پرسپوليس پس از تمرين امروز نسبت به پخش سريال مرد دوهزار چهره موضع گيري كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس، ليدرهاي پرسپوليس در پايان تمرين امروز اعلام كردند در اعتراض به پخش سريال مرد دو هزارچهره طوماري براي مسئولان صدا و سيما ارسال خواهند كرد.
آنها اعتقاد دارند شخصيت ليدر‌ها و فوتبال ايران در اين سريال زير سوال رفته است.
تصاوير مسعود شصتچي روي تي‌شرت کشورهاي حوزه خليج‌فارس
سريال مسعود شصتچي در امارات و بحرين همچون سال گذشته، با استقبال روبه‌رو شد و ايراني‌هاي مقيم اين کشورها، اوقات فراغت خود را با اين سريال مي‌گذراندند. لازم به يادآوري است، سال گذشته، لوح فشرده فيلم مرد هزارچهره، زودتر از ايران در امارات منتشر شد.
در همهمه شرايط بد اقتصادي در کشورهاي آن سوي خليج‌فارس، برخي از طراحان لباس مقيم امارات متحده عربي، دست به ابتکاري عجيب براي پول درآوردن زدند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، عده‌‌اي از طراحان لباس ايراني مقيم امارات، با توجه به محبوبيت مهران مديري و سوژه جديدش «مسعود شصتچي» در سريال «مرد دو هزار چهره»، تصوير رايانه‌اي مسعود شصتچي با شورت ورزشي را تهيه و با چاپ آن بر روي لباس‌هاي توليدي، به بازار روانه کردند.

اين تي‌شرت‌ها که پشت آنها کلمه «امپراتور شصتچي» نيز به چشم مي‌خورد، به رنگ‌هاي سفيد، آبي و قرمز به بازار آمده است.
گفته‌ مي‌شود، اين تي‌شرت‌ها به زودي به ايران نيز ارسال خواهد شد.

اين گزارش مي‌افزايد: سريال مسعود شصتچي در امارات و بحرين همچون سال گذشته، با استقبال روبه‌رو شد و ايراني‌هاي مقيم اين کشورها، اوقات فراغت خود را با اين سريال مي‌گذراندند.

لازم به يادآوري است، سال گذشته، لوح فشرده فيلم مرد هزارچهره، زودتر از ايران در امارات منتشر شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 12:41  توسط کیمیا  | 

گفت‌وگوي ويژه فارس با نويسنده «مرد دوهزار چهره»؛

خشايار الوند: از تكرار خودمان در «مرد دوهزار چهره» پرهيز داشتيم

خبرگزاري فارس: يكي از نويسندگان مجموعه تلويزيوني «مرد دوهزار چهره» گفت: ما در نگارش داستان‌هاي سري جديد، از بابت استقبال مردم ترسي نداشتيم اما از اين كه خودمان را تكرار كنيم،‌ پرهيز داشتيم.


خشايار الوند در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: داستان‌هاي «مرد دو هزار چهره» ادامه «مرد هزار چهره» بود و «مسعود شصت‌چي» در موقعيت‌هاي جديدي قرار گرفت با اين تفاوت كه اين بار از روي استيصال و موقعيت زندگي‌اش، كلاهبرداري را انتخاب مي‌كند اما نه به نيت كلاهبرداري و با انتخاب وارد موقعيت‌هاي جديد مي‌شود.

* اگر شصت‌چي با يك معلم مدرسه اشتباه گرفته مي‌شد
وي افزود: همچنين اگر در سري قبل مقابل مضاميني مانند شهرت، قدرت، ثروت و ... قرار مي‌گرفت، اين بار مصداقي بود و به سراغ موقعيت‌هايي رفتيم كه در حقيقت مصداق چنين مضاميني بود.مثل موقعيت مربي فوتبال كه در حقيقت مصداقي از موقعيت اجتماعي است و شهرت و مبلغي كه مربيان به عنوان دستمزد مي‌گيرند و تقريبا تمام اين مضامين را در خود مي‌گيرد.
نويسنده مجموعه «مرد دوهزار چهره» ادامه داد: ما در سال گذشته از جمله بهترين موقعيت‌ها را استفاده كرديم. وقتي آن موقعيت‌ها استفاده شده، ديگر پيدا كردن موقعيت‌هاي جالب‌تر و جذاب‌تر مدام سخت‌تر مي‌شود و پس از آن شغل‌ها و موقعيت‌هايي نيست كه به راحتي بتوان اين شخصيت را در برابر آن قرار داد و بتوان به راحتي نيز از آن كمدي گرفت.
وي در ادامه سخنان خود اظهار داشت: مثلا اگر شصت‌چي با يك معلم مدرسه اشتباه گرفته مي‌شد، هيچ جذابيتي نداشت. چون بايد جايي قرار بگيرد كه ويژگي‌هاي كمدي را داشته باشد و در محل محدود و بغرنجي نيز واقع شود. در حقيقت آدم نابغه در موقعيت بغرنج كمدي ايجاد مي‌كند و پيدا كردن اين موقعيت‌ها كار سختي است.
الوند در پاسخ به اين سوال كه از عدم استقبال مخاطبان در سري جديد نترسيديد، گفت: ما تجربه يكبار پخش چنين مجموعه‌اي و بازخورد مردم، مطبوعات و منتقدان را داشتيم و مي‌دانستيم كه چه چيز‌هايي را دوست داشتند و چه چيز‌هايي را اشتباه گرفته بودند و به ويژه در بخش روشنفكران كه بي‌خود ما متهم شديم به يكسري از مطالبي كه اصلا در نظرمان نبود و خود سريال هم چنين چيزي نمي‌گفت.حالا دوستان به خودشان گرفته بودند و اين به خودشان مربوط است. سعي كرديم اين دفعه سريال به كسي بر نخورد و اگر با شغل يا موقعيت خاصي شوخي مي‌شود، اين گونه نباشد كه مصداق عيني پيدا كند كه مثلا اين شوخي با فلان آدم است.
وي با بيان اين كه من يك‌بار ديگر چنين تجربه‌اي در حوزه مصداق‌سازي‌ها داشته‌ام، تصريح كرد: من پيش از اين فيلمنامه «مزاحم» را نوشته بودم كه در آن پشت صحنه يك روزنامه زرد را مي‌ديديم كه از يك سوپر استار در جهت منافع خود استفاده مي‌كرد. اما بسياري از منتقدان ما كه در روزنامه‌هاي بسيار وزيني نيز قلم مي‌زنند، همه به خود گرفتند. ما هم گفتيم اي بابا ما روزنامه‌اي زرد مدنظرمان است. شما چرا به خودتان مي‌گيريد؟
الوند در ادامه تصريح كرد: حالا اگر كساني چنين برداشت مي‌كنند، مشكل خودشان است. مثلا در موقعيت نيروي انتظامي آن موقعيت را مي‌توان به جاي كداميك از فرماندهان نيروي انتظامي قرار دارد؟ واقعا اصلا نمي‌شود اين كار را كرد. براي اينكه آنها اصلا اين گونه رفتار نمي‌كنند و چنين مسائلي در ميان فرماندهان نيروي انتظامي وجود ندارد. اما ما مي‌خواستيم نشان بدهيم كه اگر فرد نابلدي قدرت را در دست بگيرد، اين مشكلات به وجود مي‌آيد و به ديكتاتوري ختم مي‌شود.در قسمت هنرمندان نيز واقعا ما نظرمان اين بود كه كساني هستند كه با يك شال گردن و كتاب فكر مي‌كنند شاعر و هنرمند شده‌اند و هيچ كار درخشاني در عمرشان نكرده‌اند و مدعي هستند و همه را هم مي‌كوبند.
وي در ادامه ادامه داد: در سري جديد نيز سعي كرديم موقعيت‌ها مصداق‌بردار نباشد و كسي نتواند بگويد منظور اين بود و فلاني بود و اين حرف متعلق به فلان اتفاق بود. ما سريال را براي عموم مردم توليد كرديم و قضاوت جمع حتما اشتباه نيست. شما ممكن است بگوييد ده نفر اشتباه مي‌كنند اما اگر 100 نفر باشند ديگر نمي‌توان اين حرف را زد و درصد خطا پايين است.

* با نبود «پيمان قاسم‌خاني» كمك فكري بزرگي را از دست داده‌ بوديم
نويسنده بخش‌هاي خلبان ساجدي و فالگير در مجموعه تلويزيوني «مرد دوهزار چهره» در ادامه گفت‌وگو با فارس گفت: وقتي اقبال عمومي در همه قشر‌ها نسبت به پديده‌اي وجود دارد، قطعا آن قضاوت درست‌تر است. ما به قضاوت مردم دلخوشيم و مشكلي نداريم و هر كسي اين ايرادها را به خود مي‌گيرد، حتما آن را در درون خودش مي‌بيند و او بايد خود را درست كند.
خشايار الوند با بيان اينكه موقعيت‌هاي «مرد دوهزار چهره» را اول از روي سرگرمي و طنز بودن آن بررسي كرديم، اظهار داشت: جاي يك هنرپيشه معروف قرار گرفتن كمدي ايجاد مي‌كرد. وقتي خلبان شد، جان يك عده انسان در دست او بود و ما دوست داشتيم اين بخش حتما باشد.بخش مربي فوتبال نيز از سال گذشته قرار بود ساخته شود كه به دليل كمبود زمان به امسال موكول شد. بخش جادوگر نيز به دليل رواج جادوگري مورد توجه ما قرار گرفت.
وي در ادامه گفت: امسال نيز فرصت كمي ما در اختيار داشتيم، از طرفي پيمان قاسم‌خاني هم امسال همراه ما نبود و ما يك كمك فكري بسيار خوب را از دست داده بوديم. امير ژوله نيز كسالت داشت و با كسالت سركار حاضر شد. كمي دير شروع كرديم و كمي كند پيش رفتيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا امسال همان سوژه سال قبل را تكرار كرديد نيز عنوان داشت: اين مساله به اقبال مردم بر مي‌گردد. من فكر مي‌كنم اگر مهران مديري پشت تلويزيون اخبار هم بگويد، 90 درصد مخاطب دارد. به همين جهت ما از بابت استقبال مخاطب مشكلي نداشتيم. اما از اينكه خودمان را تكرار كنيم، كمي پرهيز داشتيم. در فرصت كمي كه داشتيم سوژه‌هايي كه مي‌شد رويشان كار كرد را بررسي كرديم، يكي خوب بود، طنز نبود، يكي به درد طنز 90 قسمتي مي‌خورد و خلاصه هر كدام ايراداتي داشت. خود ما كمي ناراحت بوديم نكند موقعيت‌هايي كه انتخاب كرده‌ايم، خوب پرورش ندهيم يا موقعيت‌هايي كه دوست داشتيم را بزنيم.
وي گفت:با توجه به اين كه مي‌دانستيم استقبال خوب است، مي‌ترسيديم كه موقعيت‌هايي كه انتخاب كنيم حتما جذاب باشد و بدون اينكه حرفي بزنيم و اينكه پيامي بدهيم كار را نوشتيم. و اين تصميمي بود كه جمع گرفت و بهترين انتخاب‌ها را انجام داديم. از طرف ديگر مسعود شصت‌چي يكسري از تجربيات را از سر گذرانده بود.
وي ادامه داد: شصت‌چي اين بار يك كلاهبردار تازه كار بود نه يك فرد ساده دل كه سيل حوادث او را به اين طرف و آن طرف مي‌برد. در نهايت فكر مي‌كنم از لحاظ كمدي، سري جديد جالب‌تر از كار قبلي بود و موقعيت‌هاي طنز پتانسيل بالاتري داشتند.
خشايار الوند در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره جداشدن «پيمان قاسم‌خاني» از گروه نيز گفت:پيمان قاسم‌خاني در حال حاضر 5 الي 6 ماه است كه از گروه ما جدا شده اما چون ما كار خاصي انجام نمي‌داديم، نبود او زياد به چشم نمي‌آمد. اما در چند ماهي كه كار شروع شد، كمبود او نيز بيشتر مشخص شد.
وي ادامه داد: او چند كار در دست داشت كه نمي‌توانست آنها را رها كند. يكي كار سن پترزبورگ بود و فيلمنامه‌اي ديگر براي شركت‌هاي خارجي بايد مي‌نوشت و درگير آنها بود و واقعا نمي‌توانست با ما همكاري كند.
الوند درباره نبود قاسم‌خاني در «مرد دوهزار چهره» گفت: در نبود او به ما نويسندگان كار لطمه وارد شد، چون وقتي يك كار گروهي نوشته مي‌شود، واقعا يك كار فرادا و تكي است و نمي‌توان مدام خود را با نويسنده بعدي و قبلي هماهنگ كرد. حتي ما كه سالهاست با يكديگر كار كرده‌ايم.
نويسنده بخشي از داستان‌هاي مجموعه «مرد دوهزار چهره» تصريح كرد: در كارهاي قبلي يك محيط و يكسري شخصيت بودند و هر شب يك نويسنده قصه خود را مي‌نوشت. تنظيم و هماهنگي اين قسمت‌ها يا خط داستان ثابتي كه ما آن را پرورش مي‌دهيم و فراز و نشيب‌هايش را پيمان قاسم‌خاني انجام مي‌داد كه كمبودش در اين كار واقعا حس شد.نكته ديگر نيز اين بود كه شما وقتي در حال نگارش هستي زياد به موقعيت‌هاي قبل و بعد خود فكر نمي‌كني و تمام پتانسيل و شوخي‌ها را در يك قسمت انباشته مي‌كني، اين شخصيت‌ بايد ريز ريز در اين موقعيت پيش برود و پيمان اين كار را براي ما به خوبي انجام مي‌داد و در جاهايي ما را به جلو هل مي‌داد و يا نگهمان مي‌داشت كه زياد جلو نرويم.
وي ادامه داد: كار او را امسال خودمان انجام داديم. او سليقه كمدي خود را به كار تزريق مي‌كرد و اگر جايي ما از دستمان در مي‌رفت و يا شوخي مي‌كرديم كه كلاسش پايين بود، پيمان سريع آن را به ما گوشزد مي‌كرد.قطعا كار بدون پيمان قاسم خاني خيلي فرق مي‌كند. اما ما نمي‌توانيم كار را تعطيل كنيم چون او نيست. ولي حقيقت اين است كه ما كسي را احتياج داريم كه خارج از داستان، آن را ببيند.
الوند گفت: آوردن كسي به جاي او بايد حائز شرايطي باشد. يك اينكه سليقه كاري‌اش در حد پيمان قاسم خاني باشد و همه او را قبول داشته باشند، دوم اينكه سليقه كاري مهران مديري را بشناسد و سوم اينكه واقعا از عهده اين كار بربيايد. خيلي طول مي‌كشد كه سليقه‌اي كه بيرون از كارهاست بتواند خود را با ما هماهنگ كند. نزديك‌ترين فرد به اين جمع «سروش صحت» بود كه او نيز به نوبه خود گرفتار بود. هيچ وقت هم در درون خودمان به اين نتيجه نرسيديم كه يكي از ما به‌عنوان سرپرست حاضر شود و كار را ادامه دهد.
خشايار الوند درباره شايعاتي پيرامون رفتن هميشگي پيمان قاسم‌خاني از گروه نويسندگان «مهران مديري» گفت: پيمان قاسم‌خاني نمي‌تواند محراب برادر خود را ترك كند. من نيز كه با او سركار ديگري هستم و هميشه او را مي‌بينم. من مساله ترك كردن را نمي‌دانم. پيمان شايد اختلاف سليقه‌اي با مهران مديري پيدا كند و بگويد من ديگر سليقه كاري‌ام با تو يكي نيست ولي اين به معناي از بين رفتن رفاقت‌شان نيست و رفاقت‌شان سر جاي خود است.
خشايار الوند در بخش ديگري از گفت‌وگوي خود به معضل هميشگي كمبود زمان در ساخت آثار مناسبتي اشاره كرد و گفت: اشكال قضيه اين است كه ما يك سريال با روند سينمايي را در اين اندازه به تصوير مي‌كشيم. محدوديت‌هايي نيز وجود دارد كه حتما بايد مطابق لوكيشن‌ها بنويسيم و يا سياهي‌لشگر نداشته باشيم. اما باز هم به دقيقه نود مي‌خوريم.
الوند در پاسخ به اين سوال كه چقد تلاش كرديد تا مضمون اين سريال به كسي برنخورد نيز تصريح كرد: سال گذشته به چه كسي برخورد؟ به سازمان ثبت احوال شيراز كه از ما شكايت مالي كرد. ما شايد شوخي‌هايي كرده باشيم اما به آنها ضرر مالي نرسانديم. خوشبختانه قسمت نيروي انتظامي كه مي‌ترسيدم باعث دلخوري شود، بدون سانسور پخش و با استقبال روبرو شد. تنها اعتراض هم به بخش روشنفكران بود كه بي‌اساس بود.اگر مربي فوتبال كم دانشي اين شغل پرمخاطره را قبول مي‌كند، اين توهين به من طرفدار فوتبال نيست، اما اگر من آن را نشان بدهم، توهين است؟يا اگر يك نفر با ادبيات سخيف در برنامه تلويزيون صحبت مي‌كند، توهين به مخاطب نيست، من به عنوان مخاطب بگويم اين طرز صحبت كردن نيست، توهين است؟ خيلي سعي كرديم كه شخصيت‌ها ما به ازاي واقعي نداشته باشند، در حالي كه اگر شبيه كسي بخواهيم برنامه بسازيم بسيار راحت‌تر است و مردم هم بيشتر مي‌خندند.


قلعه‌نوعی هم درباره «مرد دو هزار چهره» اظهار نظر کرد؛
لذت بردم

سینمای ما - امیر قلعه نویی سر مربی استقلال گفت :اتفاقا از قسمت معروف سریال مرد دوهزار چهره خیلی لذت بردم .
قلعه نوعی افزود :در تعطیلات عید خیلی فرصت تماشای تلویزیون را پیدا نکردم اما چند قسمتی از مرد دوهزار چهره را دیدم. به نوشته روز نامه استقلال جوان وقتی از قلعه نوعی درباره سکانس معروف کمیته انضباطی و ماجرای "علی _جمشید"پرسیده شد قلعه نوعی گفت :اتفاقا ازاین قسمت که خیلی لذت بردم.فقط کاش مدیری درآن صحنه عینک نمی زد تا چهره اش واقعی وبهتر به من بخورد

منبع : سرو

نقد جامعه توسط مرد دو هزار چهره

در اوج اقتدار صدا و سيما و در بهترين روزهاي آغاز سال جديد، بايد مجموعه «مرد دو هزار چهره» را تنها سريال نوروزي موفق و پر اهميتي دانست که در اين ايام از تلويزيون پخش شد.

مجموعه‌اي که بايد به جرأت نيش‌دارترين و پرحرف‌ترين ساخته کارگردان محبوب و خوش نام کشورمان «مهران مديري» دانست. سريالي که همه را مي‌خنداند و به کسي توهين نمي‌کند. شعور مردم را زير سؤال نمي‌برد و در عين حال به بسياري از افکار غلط رايج، بي‌محابا مي‌تازد و البته خود را هم از گزند شکايات و اعتراضات مي‌رهاند.

پس از يک سال «مسعود شصت‌چي» که نقش اول سريال «مرد هزار چهره» بود، از زندان آزاد شده و به شيراز باز مي‌گردد. در نگاه اول، کارگردان، قسمت اول و نيمي از قسمت دوم را صرف ياد آوري کارهاي مرد هزار چهره مي‌کند. اما اولين و پراهميت‌ترين و نيش‌دار‌ترين نکته فيلم در همين بخش واقع شده است.

سؤالي که بايد از جامعه پرسيده شود، و آن سؤال اين است که «چرا وقتي مجرمي پس از آنکه توسط قانون مجازاتي برابر با جرمش را تحمل کرده، بايد در جامعه مورد تنبيه اطرافيان قرار گيرد؟» اين سوال از آن جهت که باعث رجوع دوباره مجرم به جرم مي‌شود، بسيار اهميت دارد.
 
در سريال درست به اين نکته اشاره مي‌شود: چرا در اتوبوس (هنگام بازگشت شصت‌چي از تهران به شيراز) اين همه به او بي‌احترامي مي‌شود؟ رئيس اداره مسعود شصت‌چي با چه دليلي وي را از شغلش عزل مي‌کند؟ چرا نامزد مرد هزار چهره به وي فرصتي دوباره نمي‌دهد و از او جدا مي‌شود؟ در محل زندگيش همسايگان به او توهين مي‌کنند و در خانواده به او به چشم يک فرزند از دست رفته نگاه مي‌شود.

آيا واقعاً اين مجازات‌ها مبناي قانوني دارد يا فقط چون مردم فکر مي‌کنند که او فرد خطرناکي است، بايد اين همه بلا بر سر او بياورند؟ اگر درست نگاه کنيم، هر کدام از اين رفتارها آسيب‌هايي بسيار شديد به فرد وارد مي‌کند. بيکاري، بي‌شخصيتي اجتماعي و هويت نداشتن در حريم خصوصي.

نتيجه اينکه فردي که نادانسته دست به جرمي زده بود، از سر ناچاري و اين بار دانسته، دوباره به جرم روي مي‌آورد. همانگونه که شصت‌چي رفتار کرد و به فاصله کوتاهي سوار بر جهل جامعه ابتدا شخصيت خود را در اتوبوس و هنگام سفر از شيراز به تهران، پول را با شرکت در برنامه تلويزيوني، شخصيت را با «مهران مديري» شدن و حريم خصوصي جديد خود را با «سحر زکريا» به دست آورد، هر چند مي‌دانست جرم است و هر چندتر مي‌دانست جامعه جز اين راه، او را به خود راه نمي‌دهد.

با اين تفاسير، آيا جرم جامعه کمتر از جرم مسعود شصت‌چي است؟ به راستي چه کسي بايد اين جامعه را محاکمه کند؟ جز هنرمند؟

در نگاهي ديگر مهران مديري جامعه را به چالشي ديگر مي‌کشاند: انجام کارهاي مهم توسط افراد بي‌تخصص! مسعود شصت‌چي ابتدا نقش مهران مديري را بازي مي‌کند. او اين نقش را بازي مي‌کند صرفاً براي احترام و پول، اما اطرافيانش آنچنان نادان و احمقند که فرق مهران مديري واقعي را با مهران مديري جعلي نمي‌فهمند و به او آنقدر فرصت مي‌دهند که حتي فيلم مي‌سازد و فيلمنامه را تغيير مي‌دهد.

در شخصيت دوم اين به چالش کشيدن به اوج خود مي‌رسد: مسعود شصت‌چي خلبان مي‌شود و عجبا که در خلباني هم کاملا موفق عمل مي‌کند!!! به راستي در چگونه جامعه‌اي مي‌توان به فردي اين چنين فرصتهايي داد؟ و در نقش سوم هم وي مربي فوتبال مي‌شود که خود جاي بحث و بررسي ويژه دارد.

گويي مردمي که روزها يا مسعود شصت‌چي هستند! يا اطرافيانش!، شبها نادانسته به حال و روز خود در نقش «مردي ساده دل، مهربان، ترسو، مظلوم و هم‌نوع دوست» که در اين سريال مي‌بينند مي‌خندند و از آن برائت مي‌جويند. اين يعني جهل مرکب، يعني «نمي دانند که نمي‌دانند»!

اما شخصيت سوم مسعود شصت‌چي بسيار متفاوت است. او اين بار با صراحت به جامعه ورزشي مي‌تازد و همه ارکان آن را زير سئوال مي‌برد. مديري و گروه بسيار عالي نويسندگان، ابتدا همان بي‌تخصصي اهالي فوتبال را به رخ مي‌کشند و سپس به عواملي مي‌پردازند که مخل ورزش اول کشور است.

ابتدا به مقاصد پشت پرده فوتبال نگاهي مي‌اندازند. به خريد و فروش ها، قراردادها، به تباني ها! به اخلاقيات که گمشده اصلي ورزش کشور به خصوص فوتبال است، به جرايد! و آنچنان تيز و تند و البته خنده آور در جواب خبرنگاري که از او درباره مشکل فوتبال ايران سئوال مي‌کند، مي‌گويد: "اينکه شما زياد سئوال مي‌پرسيد." و کمي اغراق آميز با حرکت هر دو دست بار تمام مسئوليت مشکلات به وجود آمده را به دوش جرايد ورزشي مي‌اندازد.

اندکي بعد هم به فساد پشت پرده جرايد مي‌پردازد. وي به سراغ بازيکنان مي‌رود و در اولين برخورد آنان را خطاب به تاجر مي‌کند تا بازيکن فوتبال! مي‌توان گفت در اين سريال در هر جمله به واقع نکته‌اي وجود دارد. و در هر رفتار... آنجا که عروسک و توپ را معاوضه مي‌کند، آنجا که 2هزار توماني در جيب روزنامه نگار مي‌گذارد، آنجا که به مش و ميزامپلي بازيکن اشاره مي‌کند و حتي آنجا که به عقده و کمبودهاي کودکي خود واکنش نشان مي‌دهد.

نقش اول مرد دو هزار چهره بر خلاف آنچه که همه تصور مي‌کنيم نه خلاف کار است و نه حتي مجرم! و چه زيبا مسعود شصت‌چي از بازپرس سئوال مي‌کند: آيا در هواپيما حرف زدن جرم است؟ آيا در برنامه تلويزيون شرکت کردن جرم است؟ آيا کنار خلبان نشستن جرم است؟ آيا فوتبال بازي کردن جرم است؟

چه طنز تلخي!!! و چه نکته اي: آيا ندانستن و نفهميدن جامعه جرم نيست؟ مهران مديري قبلا هم در مجموعه‌اي همچون شبهاي برره به وضوح به ناداني مردم جامعه اشاره کرده بود. ( البته منظور از ناداني توهين به مردم نيست. اگر نگاهي به رفتارهاي رايج بيندازيم، به آداب و عادات و رفتارهاي بسيار غلطي برخورد مي‌کنيم که بخشي از آن را بايد ناشي از جهل و ناداني مردم دانست)

به هر حال آنچه در اين مقال مي‌گنجد ابتدا تقدير و تشکر از همه کساني است که به نحوي در ساخت اين مجموعه شرکت داشتند و سپس گوشزد نکاتي چند براي يادآوري و شايد تغيير در برخي احوال، نه چونان آغاز سال، خواستن بي‌توجه «حول حالنا الي احسن الحال».

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 8:44  توسط کیمیا  |